تبلیغات
"سنه دژ " - شعر و زندگی رفیق صابر

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان آمد وقت است که باز آیی


Admin Logo
themebox Logo
نویسنده : کریمی
تاریخ:دوشنبه 4 بهمن 1389-12:39 ق.ظ

شعر و زندگی رفیق صابر

رفیق صابر در کنار نام‌هایی چون شیرکو بی کس، په شیو و هلمت جزو شاعران تراز اول کردستان عراق به‌حساب می‌آید. چیرگی او بر واژه به همراه احساس و تخیل خلاق در شعر او جابه‌جا مشهود است. شعر او حدیث بی‌‍قراری انسان در زمانه‌ای پرتلاطم و پرحرمان است. انسانی که کو به کو در جستجوی سرپناهی برای قلب خسته خود می‌گردد. انسانی که لحظه به لحظه در غربت خود می‌شکند واعتراضش را نومیدانه در گلو خاموش می‌کند. این انسان به دنبال معشوق زمینی خود سرزمین‎ها را درمی‌نورد تا شاید در زاری ابدی‌اش معنایی در پس مهر معشوق خود بیابد.

رفیق صابر در سال 1950 در شهر قلادزی به‌دنیا آمد. در سال 1974 در دانشکده بغداد لیسانس زبان و ادبیات کردی را دریافت می‌کند. در سال 1978 به صفوف مبارزین کرد علیه رژیم مستبد عراق می‌شتابد . او نیز چون عبدالله په شیو پس از یک دوره مبارزه مسلحانه در سایه یکی از احزاب کرد، از زندگی سیاسی روی می‌گرداند و تفکر مستقلی را در زندگی برای خود پی‌ریزی می‌کند. پس از آن تمام وقت خود را صرف مطالعه و شعر می‌کند. رفیق صابر فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه «سوفیا»‌ی بلغارستان در مقطع دکترا است.

از رفیق صابر تا کنون مجموعه شعرهای رگبار،کاروانسرا، فصل سنگی، فصل انجماد، آینه و عابد، میعاد در نور منتشر شده است.

اشعار رفیق صابر به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، سوئدی، دانماركی، ایتالیایی،ایسلندی، نروژی، فنلاندی، عربی، تركی و فارسی ترجمه شده‌ و برنده‌ی جایزه‌یklas de vylderدر كشور سوئد شده‌ است.



قسمتی از قصیده بلند «فصل انجماد»



به سوی مرزها می‌روم

یک رشته خون

مثل ماری به دنبالم است

تکه‌ ابری

در پاهایم می‌پیچد

جسمم را بر درخت وَنی می‌کَنم

و روحم را بر تخته‌سنگی.

بار دیگر از کجا بیاغازیم؟

از چندین جنگل و قلّه و مرز دیگر بگذریم

تا این آسمان را از پوست‌مان بکَنیم؟

چند بار دیگر از مرگ بیدار شویم

تا نشان گم‌گشته‌گی

و ترس

و تبعید

جای شلّاق و زنجیر را از تن بزداییم؟

در بیابانی باریک و تنگ، سرابی به خودم می‌خواند

رودخانه‌ای از شنزار به اعماق قلبم فرو ریخت



تشنه‌گی فریبم داد

بگذار در پناه این بیغوله

پاره ابری را به سویی دیگر بغلتانم

شروعی برای زخم

و معنایی برای عدل بیابم

به آفتاب صبحگاهی تکیه دادیم

موجی از غبار می‌پوشاندمان

به دود تکیه دادیم

طوفان اشغالمان کرد

آیا مگر این زندگی تنها پایمال‌شدن ماست

مگر زندگی تنها و تنها خواب به زیر طناب دار است

و زمان انتظار رگبار گلوله و پوست‌کندن ماست؟

بگذار که این زندگی آب‌کشیده را در شبنم بکاریم

و روزهای خود را در گم‌شدگی و بی‌پناهی‌مان آتش بزنیم

...

از روی لاشه‌ام رد می‌شوم

سایه‌ام

راه بر من می‌بندد

یک رشته‌ خون

همانند ماری به دنبالم است

در کنار دامنه‌های پر آتش، بر تخته‌ سنگی تکیه می‌دهم

و افقی را می‌نگرم

که بوی تو می‌دهد

رعدی در آسمان منفا می‌گشاید

و تمامی افق را شکاف می‌دهد

چون کودکی ترسان سر به دامنت می‌گذارم

و رخسار پریده‌رنگم را

با زلف بارانی تو می‌پوشانم

چگونه ‌شد که چنین مرگی را پذیرا شدیم؟

و در پی خود نشانی بر کشت‌زار باران ننهادیم

«نشا»ی سرودی را نکاشتیم

کپری برای این سوختن سایه نکردیم

و حصاری را به همدمی این قبرستان نساختیم؟

چگونه شد که این چنین سوختنی پذیرا شدیم؟

در پی خود غرشی از گلومان، بر ستیغ کوهی نساختیم

ماه را گواه زمانه نگرفتیم؟

چگونه چنین مرگی را پذیرا شدیم؟

...





به چه تشبیه‌ات کنم؟



به چه تشبیه‌ات کنم؟

به افق باران

به درماندگی و

خواب و

تشنگی.

یا به یک جنگل؟

به چه شبیه‌ات کنم؟

به آفتاب‌ها؟

به سرزمینی در خون غلطیده؟

یا به ترانه

به نفس زدن،

بهمن و

سیلاب؟

تو چون بودنی ، ترا چه ننامم؟

تو چون نبودن، ترا چه نامم؟





EVA



آنگاه که آتش بودی

نه می‌سوزانیدم

نه گرمایم می‌بخشیدی

آنگاه که رودخانه بودی

نه در خود غرقم می‌کردی

نه حتی لحظه‌ای

درآغوش موجی تابم می‌دادی.

حالا دیگر

گردباد خاموشی

که روزی چندین و چند بار می‌غری

نه دمی درکنارم سکنی می‌گیری

نه یک بار، حتی یک بار

با خود می‌وزانی‌ام.









نظرات() 


foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 09:09 ق.ظ
After exploring a few of the articles on your web page, I honestly appreciate your way of blogging.
I book-marked it to my bookmark website list and will be checking back soon.
Please check out my website as well and tell me your opinion.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر